خیلی وقته مطلبی فکرم رو مشغول کرده . اینکه هرچقدر برای این بچه ها کار بشه بازم آمار تلفات بالاست و هر روز هم به تعداد بیماران اضافه می شه.پس یه راه تازه باید برای کمک کردن پیدا کرد . راهی که هم ساده باشه هم کم هزینه و قابل اجرا و هم نتیجه بخش و فکر می کنم هیچ راهی موثر تر از این راه نباشه:
پیشگیری.
شاید این راه در روند بهبود بیماران فعلی تاثیری نداشته باشه که البته برای اونها هم با افزایش آگاهی خانواده می شه کارهایی کرد . اما مطمئنن جلوی بیمار شدن هر کودکی رو که بشه گرفت کار بزرگی خواهد بود.انشاا... در این باره بیشتر توضیح خواهم داد...
حالش خوب نیست ... اصلا خوب نیست
در واقع دکترا ازش قطع امید کردن
نمیدونم چی بگم...
دیروز و امروز ظاهرش خیلی بد نبود اما اصلا نا و توان نداشت و چیزی نمی خوره.دکترش میگه هر آن ممکنه...
مادرش هم که ...
قرار بود اگه حالش یکم بهتر بشه یه شیمی درمانی سنگین رو شروع کنه و بعد پیوند
اما ...
براش دعا کنین
---------
خیلی وقته دلم می خواد چند تا مطلب شاد تو وبلاگ بزارم اما ظاهرا ...
میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن بر تمامی بانوان و خصوصا خیرینشان مبارک باد

جدا از تمام ناراحتی از دیدن صحنه های گریه ها و دردکشیدنهای کودکان عراقی یک مطلب ذهنم رو مشغول کرده.
مگر فاصله ما با عراق چقدره؟
این باد و خاکهایی که از عراق میان مگر از همین مکانهای آلوده بلند نمی شن؟
آیا واقعا خطری ما رو تهدید نمی کنه؟
نظر شما چیه؟
پدری که بیکار شده . آخرین پول توی حسابشو با مدارکش می زنن. بچش مریض و نیاز به عمل داره.صاحب خونه اجاره هاشو می خواد و می گه باید برن...
شاید به نظر بعضیا اینا فقط مال تو فیلم و سریالهاست. اما اگه یکم با دقت به آدمای اطرافمون نگاه کنیم نمونه های زیادی می بینیم. گاهی فکر می کردم چرا این اتفاق می افته. اما بعد دیدم این اتفاق یه جورایی طبیعیه. دیدین وقتی سرما می خوریم یا یه بیماری می گیریم خیلی از قسمتهای بدن دچار مشکل می شن.چون وقتی یه چرخ دستگاهی لنگ بزنه کل مجموعه دچار مشکل می شه . وقتی مشکلات آدمو افسرده می کنه به خودش نمی رسه نتیجش بیماریه .حال رفتن و پیگیری کارهاشو نداره نتیجش مشکلات جدید و بدتر شدنه .وقتی کسی رو برای کمک خواستن نداشته باشی . وقتی اونایی که فکر می کردی رفیقن نارفیق می شن و خیلی وقتای دیگه...
اینارو گفتم چون بارها این مواردو دیدم و برخورد بعضیا رو هم با این آدما. بعضیا تحقیر می کنن و می گن طرف آدم کاری نیست و... بعضیا شخصو به دروغگویی متهم می کنن و بعضی دیگه میگن روغن داغشو زیاد کرده ...کاش اولا یاد بگیریم اینقدر راحت راجع به آدما قضاوت نکنیم و بعد دنیای واقعی رو بیشتر بشناسیم. دنیایی که اطرافمونه . خیلی نزدیک . فقط می خواد چشمامونو کمی باز کنیم و خودمونو جای دیگران بزاریم
سلام. سال نو همگی مبارک امیدوارم که امسال برای همه سالی خوش و همراه با موفقیت باشه.
خبر زلزله و سونامی در ژاپن به اندازه کافی کاممون رو تلخ کرده بود که تو ایام عید خبر انفجار نیروگاه هسته ای ژاپن دوباره نگرانمون کرد.امیدوارم که خدا به مردم ژاپن رحم کنه. خطر تشعشعات هسته ای که باعث انواع سرطانهای مهلک می شوند اون هم به مدت بیش از یک قرن در سطحی وسیع اصلا قابل تصور نیست که می تونه با یک ملت چه کار کنه.امیدوارم کار به اونجا نکشه...اونم با این جمعیت زیاد و وسعت سرزمین کم... ژاپنیها برایتان دعا می کنیم
ضمنا این واقعه می تونه یه تلنگر باشه برای تمام کشورهای دیگه و خصوصا ما که در کنار فوائد انرژی هسته ای از خطرات بسیار زیاد اون غافل نشیم. وقتی فکرشو می کنم که ژاپن که از نظر فناوری و دقت عمل اینقدر پیشرفته است در برابر زلزله اینطور می شه خدای نکرده اگه برای ما بخواد پیش بیاد چه اتفاقی می افته

سلام
تصاویری که در بالا مشاهده می کنید دو نجات یافته از مرگ هستند... و اما ماجرا:
چند وقتیه که مشغول انجام کاری تو یه پاساژ برای موسسه هستیم که هر وقت تموم شد خبرشو می گم فقط خدا کنه تا فردا قسمت اصلیش تموم بشه![]()
تو چند روز گذشته این دو تا کبوتر کوهی تو پاساژ گیر افتاده بودن چون بالای پاساژ مثل نورگیره و شیشه اس و روشو پلاستیک کشیدن و این دو تا کبوتر هم از یه گوشه که شیشه نداشته اومدن داخل و راه بیرون رو گم کردن.
روز اول گفتیم خودشون راهو پیدا می کنن.
اما دیدیم نخیر عملیات امداد و نجات لازم شده چون خطر مرگ بر اثر گرسنگی و تشنگی وجود داره ... پس شروع کردیم...
خلاصه بعد از کلی عملیات خطرناک مثل رفتن روی نرده های طبقه دوم در تاریکی مطلق(برای جلوگیری از پرواز پرنده ها) و کلی حرکات آکروباتیک و خطر برق گرفتگی موفق به نجات این دو زوج جوان(به گفته یک کارشناس نر و ماده هستند) گشتیم.از اونجایی که شب شده بود (ساعت ۸ شب)و نمی شد تو تاریکی رهاشون کرد آزاد سازی رو به فردا موکول کردیم. نکته آخر هم اینکه تو کارتن تا خونه یکی از بچه ها آوردیمشون و تو راه هی این کارتن با پریدن کبوترا بالا می رفت و جلب توجه می نمود...
فردا کلی کار مونده پس من بهتره برم.
جشن نوروز كودكان موسسه امروز به همت دوستان برگزار شد و بچه ها در فضايي شاد لحظات خوشي رو سپري كردن و كادوهاشون رو گرفتن.تاتر -موسيقي -بازي و... دست همه بچه ها كه حسابي زحمت كشيدن درد نكنه...
در آینده عکسهاشونو می زارم.
پیشاپیش عید بر همگی مبارک...
سر سفره هفت سین هنگام تحویل سال برای سلامتی بچه ها دعا کنین
ما رو هم یادتون نره
غرفه موسسه در نمایشگاه فروش بهاره که تا تاریخ ۲۹ اسفند برقرار است
در آبادان منطقه آزاد اروند و در محل نمایشگاه دائمی منطقه آزاد برپاست.








